تبليغات X

تعمیرات لوازم خانگی
سرویس وبلاگدهی بیان
سرویس وبلاگدهی ویکی بلاگ
کلیک ویو
لباس پرستاری
نظافت منزل
خرید فولاد
تشک رویا
سایت ایران ملک
سایت گمیابی
نمایندگی بوش
نمایندگی آاگ
چت باران
دانلود تحقیق
دانلود مقاله
دانلود جزوه
دانلود پیشینه تحقیق
دانلود مقاله و تحقیق
دانلود طرح های توجیهی
دانلود بهترین مقالات
دانلود مقاله رایگان
دانلود مقاله
دانلود بهترین مقالات
دانلود تحقیق
دانلود مقاله
دانلود تحقیق و مقاله

دانلود تحقیق مدیریت بحران
عناوین مطالب

دانلود تحقیق مدیریت بحران

مقوله بحران امروزه از پیچیده‌ترین موضوعاتی است كه رهبران، مدیران جامعه با آن درگیر می‌باشند گستردگی و تنوع موضوع به همراه حساسیت و اهمیت آن باعث شده كه اندیشمندان زیادی در این وادی قلم‌فرسائی كرده و هر یك از دیدگاه خود راههای برای شناخت و هدایت آن ارائه دهند در كنار این اندیشمندان رهبران جامعه هستند كه عملاً با موضوع دست و پنجه نرم كرده، به هنگام

دانلود دانلود تحقیق مدیریت بحران

مدیریت بحران
تحقیق مدیریت بحران 
بحران 
پیچیدگی بحران 
بحران و کنترل آن
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 57 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 99

مقدمه

مقوله بحران امروزه از پیچیده‌ترین موضوعاتی است كه رهبران، مدیران جامعه با آن درگیر می‌باشند. گستردگی و تنوع موضوع به همراه حساسیت و اهمیت آن باعث شده كه اندیشمندان زیادی در این وادی قلم‌فرسائی كرده و هر یك از دیدگاه خود راههای برای شناخت و هدایت آن ارائه دهند در كنار این اندیشمندان رهبران جامعه هستند كه عملاً با موضوع دست و پنجه نرم كرده، به هنگام مواجهه با بحران سعی در هدایت، كنترل و مقابله با بحران دارند برای آنها معمولاً این سوالات مطرح است كه ادبیات بحران چیست، منابع مورد حمایت در بحران كدامند عاملین و منابع مورد حمله در بحران احتمالاً چیست لیكن با گستردگی جوامع و موضوعات مرتبط با آن و سوء استفاده‌های بعمل امده در این خصوص اندیشمندان را بر آن داشته تا ضمن تعیین چارچوبهای برای شناخت بحران زمینه‌های فراهم كنند تا بتوان بحرانها را از یكدیگر تفكیك كرد و در همین راستا سخت اقدام به دسته‌بندی كلی شامل بحرانهای عارضی، هدایت شده نموده‌اند، كه هر یك از این بحرانها خود نیز از تقسیماتی برخوردارند.

برای شناخت و یا تفكیك این دو بحران از یكدیگر در مرحله نخست لازمست بحران حادث شده شناخته شود.

پس از شناخت بحران به هنگام وقوع بحران ، بحران موجود را بر اساس فاكتورهای شناخته شده در هر بحران با آن مقایسه كرد چنانچه از فاكتورهای موجود برخوردار نبود می توان احتمال هدایت شده بودن آن را داد .

امروزه تفكیك بحرانهای عارضی از هدایت شده كاری بس دشوار است و از آنجا كه بحران سازی امری غیرقانونی است معمولاً متخصصین فن كمتر اقدام به نگارش موضوعات نموده و چنانچه نیز در این خصوص مطالبی نگارش شود معمولاً سعی در جلوگیری از انتشار آن می دارند ، از طرف دیگر متخصصین فن نیز فنون این اقدامات را بعنوان سرمایه در نزد خود حفظ كرده و به منظور جلوگیری از بهره برداری رقبا یا دشمن از انتشار آن خودداری می نمایند ، اما با مقایسه بین بحران حادث شده با واقعیتهای كه در بحرانهای طبیعی حاكم است، می توان به برخی از تفاوتهای آن پی برد، كه خود زمینه ای برای كشف و شناسایی بحرانهای هدایت شده باشد از آنجا كه روشهای مقابله با بحرانهای هدایت شده با روشهای مورد استفاده در بحرانهای عارضی متفاوت است لذا تنها پس از اطمینان از هدایت شده بودن بحران می توان از روشهای مربوطه استفاده كرد لازم بذكر است عدم تشخیص صحیح و هدایت شده قلمداد كردن بحران‌های عارضی می تواند تبعات نامطلوبی به همراه داشته و گاهاً خود منجر به شدت بحرانها و فراهم شدن زمینه برای بهره برداری دشمنان از این بحرانها شود تشخیص این وظیفه كه چگونه فردی بحران‌های عارضی را شناسایی و تفكیك كند وقتی كه او به چنین مواردی برخورد كرد هر دو از جمله مهمترین و مشكل ترین كارها در راستای طرح مزبور است حال چنانكه تفكیك بحرانها از یكدیگر مشكل است تفكیك بحران عارضی از هدایت شده به مراتب مشكل تر خواهد بود زیرا باید اول تفكیك بحرانها بدرستی صورت گرفته باشد تا بتوان فاكتور موجود در آن بحران با فاكتورهایی كه معمولاً در آن بحران خاص وجود دارد مقایسه كرد . لذا در همین راستا در این مقاله نخست در فصل اول مطالبی در خصوص شناخت بحرانهای موجود در جوامع مخصوصاً جوامع در حال توسعه ارائه شده و سپس به بحث عملیات روانی و ابزارهای مورد استفاده بحران سازان برای ایجاد، یا توسعه بحرانهای هدایت شده پرداخته و درفصل سوم با عنایت به شناخت كسب شده مكانیزم تفكیك این دو بحران از یكدیگر پرداخته و در پایان نتیجه گیری تقدیم خواهد شد .

 

فصل اول: بحرانهای عارضی

در تعریف بحرانهای عارضی آمده است كه این بحرانها ریشه در ذات و درون ساختار نظام داشته و از ضعف رفتارها شكل می‌گیرد.

به طور كلی جوامع را از نظر تاریخی می توان بر اساس بعضی تمایزات به سه گونه یا مرحله اساسی «سنتی » و  « در حال گذار » و « مدرن » طبقه بندی كرد ، كه دو گونه اول و آخر ، وضعیت تعادل را توصیف می نمایند ؛ از این رو وضعیت تعادل نسبتاً با ثبات تر است ، در حالیكه جوامع در حال گذار كه قسمت اعظم جهان سوم را در بر می گیرد، بی ثبات تر و ذاتاً ناقص است . حاصل پژوهش راجع به روابط برابری ، ظرفیت و انفكاك ساختاری ، این بوده كه، در حالی كه نظم های اجتماعی سنتی قادر به گسترش تنش ها و تضادهای داخلی نمی باشند ، سرشت واقعی نوسازی حالتی پویا است كه نیازمند مدیریت و بهبود تنش های غیرقابل اجتنابی است كه ذاتی نشانگان توسعه است . تحت تأثیر بینشی كه این رهیافت به ما داد ، دریافتیم كه مشكلات كشورهای در حال توسعه امروزی آفریقا و آسیا به مشكلات همیشگی جوامع صنعتی پیشرفته نزدیكتر بوده و از اموری كه به نظمهای سنتی تعلق دارند ، فاصله زیادی دارد . این رهیافت همچنین ما را به دركی عمیق تر از وجود تنش ، تعارض و حتی خشونت در تمامی جوامعی كه باید بر نشانگان توسعه فایق گردند ، رهنمون گردید . بطور مقایسه ای ، به هر اندازه كه یك جامعة بیشتر توسعه یافته كمتر دچار بی ثباتی و تعارض باشد ، امكان بسیج منابع و تلاش برای تفوق بر تنش های ذاتی نشانگان توسعه بیشتر خواهد بود .

در راستای شناسایی و تحلیل مشكلات كلیدی یا بحرانهایی كه ظاهراً از نظر تاریخی در فرآیند توسعه سیاسی خود را نشان می دهند ، با توجه به ارتباط فرایندهای توسعه با تنش ها  و تعامل آنها با شرایط بنیادین مورد نیاز برای ساختن كشور- ملت به پنج بحران شامل بحرانهای هویت، مشروعیت، نفوذ، مشاركت، توزیع برخورد می‌كنیم.

لیكن در وهلة اول ، دربارة اینكه بحران ها یا مشكلات دقیقاً چیستند ، قدری ابهام وجود دارد . بعضاً ، موضوع این است كه آیا آن ها بحران اند ( نوعی خاصی از رویداد كه می آید و می رود ، به سختی در یك توالی جای می گیرند زیرا به ظاهر هر پنج بحران با هم بوجود می آیند . از آنجایی كه پنج بحران یا مشكل های مذكور از انواع مختلفی هستند و اساساً از یك نوع نمی باشند ، باید توقع چنین امری را داشت ، بنابراین ، یك نوآوری حكومتی به برنامة‌ مالیات مجدداً توزیعی در پاسخ به تقاضایی عمومی – كنشی است كه مشكل توزیع را مخاطب خود قرار می دهد ، ممكن است موفقیت آن به توان حكومت برای « نفوذ » در جامعه ( همراه كردن مردم با نظام جدید ) وابسته باشد ، كه آن هم به نوبة خود ممكن است بر مشروعیت نظام تأثیر بگذارد ) منوط باشد ؛ و ممكن است معیار مربوطه بدون توجه به فراینده مشاركت رشد یافته باشد . بدین ترتیب ، تقریباً در هر نقطه ای كه كسی از برخورد یك نظام سیاسی با یكی از مشكلات پنجگانة سخن بگوید ، نشانه هایی از یك « بحران » همزیستی مشكل مشروعیت با یك یا چند مشكل دیگر است .

در نگاه اول ، به نظر می رسد واقعیت این باشد كه مواردی را كه ما می خواهیم متوالی قرار گیرند اگر در یك توالی قرار نگیرند ، به شرط اینكه « رسیدگی » بیشتری اجرا شود ، مساله ای چندان حاد نخواهد بود . این رسیدگی و بررسی كردن دو جنبه دارد . ما باید دربارة ماهیت مواردی كه در تلاطم در یك توالی قرار دهیم تصمیم بگیریم و مسالة جای دادن هر مورد خاصی در یكی از رده بندی ها را مد نظر قرار دهیم . اولین مساله این است كه: آیا ما از بحران ها سخن می گوئیم یا مشكلات یا چیز دیگری ؟ با فرض اینكه ما راجع به پاسخ به سوال اول تصمیمی اتخاذ نموده باشیم دومین مساله این است كه چگونه معین كنیم كه رویدادی خاص ، بحران مشاركت است و بحران توزیع نمی باشد ؟ پاسخ به سؤال دوم مستلزم بررسی قواعدی است كه اولاً به ما می گوید با چه نوعی از مشكلات یا بحران روبرو هستیم ، ثانیاً ، از دیدگاه چه كسی بحران یا مشكل در یك رده بندی قرار می گیرد .

بحران چیست ؟

اگر مجبور باشیم بحران های مخلتف را در یك توالی قرار دهیم ، باید مشخص كنیم كه آن بحرانها چیستند ؟ ممكن است تصور شود كه پنج بحران با فرایندی كه حكومت به وسیلة آن تصمیم گیری و اجرا می كنند رابطه ای نزدیك دارد . ممكن است هویت ، مشروعیت ، مشاركت ، نفوذ و توزیع جنبه هایی از تصمیم گیری حكومت تصور شوند كه می توانند به مشكل تبدیل شوند ، یا وقتی آنها به عرصة تعارض وارد شوند موجب بحران گردند . می‌توان پنج حوزه مشكل اصطلاح «حوزه مشكل» را می‌توان به جای بحران به كار برد.

1 – بحران نفوذ مشكل میزان كنترل مؤثری است كه حكومت مركزی داراست .

2 – بحران مشاركت مشكل كسی است كه در تصمیم گیریها حكومتی شركت می كند (كسی كه بر تصمیم گیریها تأثیر گذار است ).

3 – بحران مشروعیت اشاره دارد به مبنایی كه بر اساس آن و نیز به میزانی كه در آن تصمیمات حكومت توسط مردم یك جامعه ( به دلیل اعتقاد هنجاری بخشی از مردم به «حقانیت » روش هایی كه مطابق آنها تصمیم گیری می شود ) ، پذیرفته می شود .

4 – بحران توزیع به حیطه ای اشاره دارد كه در آن تصمیمات حكومت برای توزیع یا توزیع مجدد انتفاعات مادی و غیرمادی در یك جامعه اعمال می گردد .

5 – و بحران هویت به مجموعه ای از افراد اشاره دارد كه فرض می شود بطور مناسب در درون قلمرو تصمیم گیری حكومت قرار دارند . به عبارت دیگر این مشكل سؤال از اعضای مناسب یك نظام است . اگر بعضی از اعضای تودة اجتماعی احساس كنند كه بطور مناسب در درون قلمرو حكومت قرار نگرفته اند یا بر عكس ، احساس كنند كه بعضی از دیگر گروهها در درون این قلمرو قرار ندارند ، می توان از مشكل هویت سخن گفت ، ( این تعریف نسبت به تعاریف دیگری كه شكل روانشناختی بیشتری دارند از گستردگی كمتری برخوردار است . مزیت این تعریف داشتن منشأ دقیق سیاسی است.)

بدین ترتیب به نظر می رسد در رابطه با ظرفیت تصمیم گیری حكومت ، پنج مشكل مورد بحث حائز اهمیت اند.

روشن است كه پنج جنبه یا مشكلات بالقوة تصمیم سازی حكومت با سادگی یا بطور طبیعی یك الگوی توالی را شكل نمی دهند . این ها مشكلات یا پرسش هایی هستند كه در هر برهه ای از زمان وجود دارند : ممكن است كلیة فعالیت های حكومت بطور مؤثر اجرا شود یا اجرا نشود ( بحران نفوذ ) . كلیة ‌این فعالیت ها به سؤالات مشروعیت اشاره دارند : آیا همه این اعمال به دلیل اعتقاد هنجاری به حقانیت شان پذیرفته می شوند ؟ همة این اعمال سؤالاتی راجع به مشاركت را مطرح می سازند : چه كسی در تصمیم سازی شركت می كند ؟ و به همین ترتیب .

از آنجا كه همه حوزه‌های پنجگانة مشكل در هر نقطه ای از زمان با هم دیگر وجود دارند ، اگر بخواهیم از توالیها سخن بگوئیم باید وجود تمایز بیشتری را برشماریم . بدین ترتیب ما باید بین پنج مورد مزبور به طریق ذیل تمایز قائل شویم : در بعضی نقاط ، آن مشكل ها صرفاً جنبه های تصمیمات اند : در دیگر نقاط آنها به مشكلات تبدیل می شوند ؛ و در نقاط دیگر آنها به بحران ها بدل می گردند . اگر جنبه های خاص از فرآیند تصمیم گیری در هیچ نقطه ای از زمان زیر سؤال نرفته باشد – به عنوان مثال برای كسانی كه باید در تصمیمات مشاركت نمایند و برای چگونگی این مشاركت قواعدی كه بطور عمومی پذیرفته شده ، وجود داشته باشد – می توانیم بگوئیم كه در آن « حوزة » مشكلی وجود ندارد . اما به محض اینكه یكی از جنبه های تصمیم گیری « مساله ساز » می شود ، مشكلی در رابطه با آن جنبه از تصمیم گیری ایجاد خواهد گردید – یعنی بعضی از افراد روش انجام امور را در رابطه با آن جنبة از تصمیم گیری نمی پذیرند ، آن جنبه به موضوع یا صحنة تعارض تبدیل می گردد .

پنج جنبة تصمیمات حكومتی در هر نقطه ای از زمان بطور بالقوه مشكل هستند . یعنی ضرورتاً هیچ نظم یا توالی برای این پنج مشكل وجود ندارد ؛ ممكن است آنها ایجاد شوند ، حل شوند ، و مجدداً به شكل متفاوت بروز نمایند . توالی كه ممكن است با آن سروكار پیدا كنیم توالی است كه حوزه های خاصی از مشكل به وسیلة آن برجسته و چشمگیر می شوند . مهمتر از آن توالی است كه همراه با آن نهادهایی برای غلبه بر مشكلات در هر حوزة‌ مشكل دارای ایجاد می شوند . ( منظور از نهادها چیزی بیش از نهادهای رسمی است ؛ یعنی رویه های قاعده مندی كه برای فائق آمدن بر یك مشكل و الگوهای رفتای مجاز هنجاری ، از طرف عموم پذیرفته شده باشد . ) در درون هر حوزه ‌مشكل تهیة فهرستی از نهادهایی كه بیشتر به شكل مربوط اند ، ممكن خواهد بود . مثلاً در رابطه با مشكلات نفوذ می توان منتظر زمان توسعة خدمات دستگاه اداری ملی بود كه بتواند تصمیمات صادره از مركز را در حاشیه اجرا نماید یا می توان دیگر نوآوریهای اداری را دنبال نمود ؛ در رابطه با هویت می توان به جستجوی راه حل های نهادینه شده ای برای جدال های زبان شناختی ، جدال های مكتبی ، مرزهای سیاسی ، و مانند آن پرداخت ؛ در رابطه با مشاركت می توان توسعة حق رأی ، یا احزاب سیاسی دارای مبانی توده ای را فهرست كرد ؛ در رابطه با توزیع می توان توسعه دستگاههای رفاهی ، یا توسعة ‌یك نظام مالیاتی مجدداً توزیعی ، و مانند آن را فهرست نمود . شاید چنین الگوهای نهادینه شده ای بهترین روش برای یافته موقعیت ملتی خاص در وضعیتهای توالی شان باشد . این امر به دلایل زیر می باشد:

الف – بوجود آمدن چنین نهادهایی موجب نوعی وقفه می شود كه تمایز بین مراحل را عملاً ساده تر و از نظر منطقی با مفهوم تر می كند .

 

فایل ورد 99 ص

دانلود دانلود تحقیق مدیریت بحران


درباره نویسنده

نظرات

آخرین نظرات ثبت شده برای این مطلب را در زیر می بینید:
بخش نظرات برای پاسخ به سوالات و یا اظهار نظرات و حمایت های شما در مورد مطلب جاری است.
شما نیز نظری برای این مطلب ارسال نمایید:
نام شما
ایمیل
وب سایت
کد امنیتی *